|
همهمه موضوع خاصی ندارد
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|
پیغام مدیر سایت پروردگارم ،مهربان من از دوزخ این بهشت، رهایی ام بخش! در اینجا هر درختی مرا قامت دشنامی است و هر زمزمه ای بانگ عزایی و هر چشم اندازی سکوت گنگ و بی حاصلی ... در هراس دم می زنم در بی قراری زندگی می کنم و بهشت تو برای من بیهودگی رنگینی است من در این بهشت ، همچون تو در انبوه آفریده های رنگارنگت تنهایم. "تو قلب بیگانه را می شناسی ، که خود در سرزمین وجود بیگانه بودی" "کسی را برایم بیافرین تا در او بیارامم" دردم ، درد "بی کسی" بود
تو را گم کرده ام انگار نیستی،نه صدایی از تو است و نه نگاهی پس بگو چرا نمیکنی از من یادی من برایت شده ام لحظه ای،گهگاهی فکر نمیکنم از دوری ام آرامی در حسرت منی و پریشانی تو را گم کرده ام و در جستجوی توام ،تا تو را دوباره به قلبم برسانم ، قلبم نفس میخواهد،باید قلبم را تا لحظه ی پیدا کردنت بی نفس بکشانم. آنقدر دلم برایت پرپر زد که بی بال شد، آنقدر گشتم و گشتم اینجا و آنجا که اینک خودم را نیز گم کرده ام. بشنو صدایم را ،این آخرین نوای کسی است که بی تو بی صداست ببین حالم را،این آخرین نفسهای کسی است که بی تو بی هواست تو را گم کرده ام و تنهایی را پیدا،ای غم تو دیگر به سراغم نیا نیستی و خیالت با من است،از خیال تو یادت در قلب من است، از یادت ،دلتنگی به جا مانده و انتظار،بیش از این مرا بیقرار نگذار. تو را گم کرده ام و آغوش سردم در حسرت گرمای وجودت مانده، قلب عاشقم این قصه نیمه تمام را تا آخرش خوانده، این خاطره هاست که در خاطر پریشانم به جا مانده. میخواهمت ای جواهر گمشده ام، اگر بودی و میدیدی حالم را ،میفهمی که چرا دیوانه شده ام. فاصله ی من و تو ، دورتر از آسمان و دریا است ، من میبارم و تو فکرت پیش ساحل است هنوز هم باور نداری که قلبم عاشق است. تو را گم کرده ام و پیدایت میکنم، اگر تو را دیدم به اندازه تمام عمرم نگاهت میکنم
صداى كيست چنين دلپذير مىآيد؟
دفتر عشق تموم شد دیـدم منــم تــموم شــــــــــــــــــدم دوستت
یک شبی مجنون نمازش را شکست بی وضو در کوچه لیلا نشست عشق آن شب مست مستش کرده بود فارغ از جام الستش کرده بود سجده ای زد بر لب درگاه او پُر ز لیلا شد دل پر آه او گفت یا رب از چه خوارم کرده ای بر صلیب عشق دارم کرده ای جام لیلا را به دستم داده ای وندر این بازی شکستم داده ای نیشتر عشقش به جانم می زنی دردم از لیلاست آنم می زنی خسته ام زین عشق،دل خونم نکن من که مجنونم تو مجنونم نکن مرد این بازیچه دیگر نیستم این تو و لیلای تو... من نیستم گفت ای دیوانه لیلایت منم در رگ پنهان و پیدایت منم سالها با جور لیلا ساختی من کنارت بودم و نشناختی عشق لیلا در دلت انداختم صد قمار عشق یکجا باختم کردمت آواره صحرا نشد گفتم عا قل می شوی اما نشد سوختم در حسرت یک یا ربت غیر لیلا بر نیامد از لبت روز و شب او را صدا کردی ولی دیدم امشب با منی گفتم بلی مطمئن بودم به من سر می زنی در حریم خانه ام در می زنی حال این لیلا که خوارت کرده بود درس عشقش بی قرارت کرده بود مرد راهش باش تا شاهت کنم صد چو لیلا کشته در راهت کنم
خدایاشاهدتنهایی ام باش غم هاتنهاناجی ام باش پرپروازمن دیریست بسته
توبگشاودرآزادی ام باش اسیرموج های تندخشم توآرام دل دریایی ام باش دل خسته خریداری نداره توخواهان صفای ذاتی ام باش دراین آشفته بازارمحبت توتنهاشاهدارزانی ام باش ![]()
زندگی چیست؟مرگ دل های شکسته زندگی چیست؟قفل درهایی که بستـه زندگی چیست؟ جام زهــر قبل مرگـــم زندگی چیست؟ آرزویــــی پـــــر ز دردم زندگی چشمان تار بغض شب زندگی ســـراب پر نشــانه ایست زندگی راضی شدن به مردن است زندگی در اوج بودن سوختن است زندگی خنده به روی بی کسی است زندگی دیوار به روی عاشقیست زندگی را مرگ معنــا می دهد زندگی در دنیا یعنی بی هدف
خدا جون میشه تو امشب منو تو بغل بگیری بگی اروم توی گوشم دیگه وقتشه بمیری خدا جون میگن تو خوبی مثل مادرا می مونی اگه راست میگن ببینم عشق من کجاست میدونی خدا جون میشه یه کاری بکنی بخاطر من من میخوام زود بمیرم اخه سخته زنده موندن من که تقصیری نداشتم پس چرا گذاشته رفته خدا جون تو تنها هستی میدونی تنهایی سخته زنده موندن یا مردن من واسه اون فرقی نداره اون میخواد که من نباشم باشه اشکالی نداره خدا جون میخوام بمیرم تا بشم همیشه راحت ولی عمر اون زیاد شه حتی واسه یه ساعت خدا جون میشه تو امشب منو تو بغل بگیری بگی اروم توی گوشم دیگه وقتشه بمیری
خدا می خوام زودی بمیرم که همه از دستم راحت بشن خدا جون ... خدا جون میشه تو امشب منو تو بغل بگیری؟
دلم می خواد بمیرم دستای سرد مرگ و یه بار تو دست بگیرم دلم می خواد فنا شم برای غصه و درد دلم می خواد دوا شم دلم می خواد بمیرم ساده بگم اسیرم به زیر زنجیر غم به قفل غصه گیرم دلم می خواد بمیرم عشق تو کرده پیرم از ابتدای بودن از زندگی من سیرم دلم می خواد رها شم یه بغض بیصدا شم تو بین نا مردمان خدای عاشقا شم من از تبار دردم از ابرهای سیاهم دلم میخواد ببارم دلم می خواد بمیرم من از قوم عاشقی تیره ی دلدادگی از دست پست دوره دلم می خواد بمیرم من از راه درازی تو سینه دارم رازی راز من اینه بگم دلم می خواد بمیرم من از آفاق مشرق از غصه کرده ام دق بسه دیگه صبوری دلم می خواد بمیرم
ادامه مطلب........... ادامه مطلب
مطالب گذشته
» عشق »» سه شنبه 27 دی 1390
» تو را گم کرده ام »» دوشنبه 26 دی 1390 » انتظار »» یکشنبه 25 دی 1390 » دفتر عشق تموم شد »» چهارشنبه 21 دی 1390 » مجنون به درگاه خدا »» چهارشنبه 21 دی 1390 » خدایاشاهدتنهایی ام باش »» چهارشنبه 21 دی 1390 » زندگی چیست؟ »» چهارشنبه 21 دی 1390 » خدا جون »» چهارشنبه 21 دی 1390 » دلم می خوادبمیرم »» چهارشنبه 21 دی 1390 » سری جدید پـَـ نه پَــ »» چهارشنبه 21 دی 1390 | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| [ طراحی مجدد و ترجمه از : Ghaleb-Weblog.Ir ] [ طراح اولیه قالب ] | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||